تبليغاتX
تا غریبی راهی نیست... - جون مادرت فحش ناموسی نده...
هی یابو این نوشته ها فروشی نیست

اینا همه زنگار دل یه کفتره ...

که از پله هزارم یه ساختمان یک طبقه سقوط کرده

مسخره است نه...

چشات برق غم یه خود ارضایی داره

می دونی من از راه هرگز برگشتم

میان خطوط قرمز زمان گم کردم یه زره غرورمو...

آینه، دیشب پتوتو بغل کردم و برای پلنگی که بهم می خندید زار زار اشک می ریختم

بسه دیگه وامونده...

آخه تو همون بچه ای نیستی که وسط یه زن ویه مرد خوابیده

..واستراتژی شیر خشک لب طاقچه رو آنالیز می کنه

تو رو چه به این حرفها...

جون مادرت فحش ناموسی نده

 آخه من کلی فحش یه خطی نوشتم تا امشب یواشکی به دنیا بدم

یعنی شب میرسه ...

یه عالمه ستاره نذر کردم اگه شب بشه

اه بابا صدای نوارتو کم کن دارم خواب میبینم

از قبر جدیدم خیلی خوشم میاد ...

هیچی پله نمی خوره

هی دیوونه یعنی نمی دونی قبرت بی آسمونه...؟

خدارا شکر یعنی الان شبه؟

پس نذرم چی..!یعنی ادا نمیشه؟

دیوونه بگیر بخواب

راستی نوشتمو می فروشم

می خوای!؟

نوشته شده توسط سید محمد تقوی در جمعه یکم تیر 1386 ساعت 3:20 | لینک ثابت |
 
business article
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar