تبليغاتX
تا غریبی راهی نیست... - فکه برای من...

 

((...مکه برای شما

 فکه برای من...

بالی نمی خواهم

این پوتین های کهنه هم می توانند

 مرا به آسمان ببرند..))

دیگر نای سخن ندارم...

چشمانم فاصله ها را نمی بینند

ودستانم که سخاوت را به بازی گرفته اند در میدان مین بی مهری...

یاریم کن همسفر که اینجا رجز خوانان قنوت ریا می خوانند ...

و بازیگران چشمان خورشید را صحنه افکار چرکین خود نمودند

کمکم کن ...

دیگر فردا را نمی خواهم

پس سلام

نوشته شده توسط سید محمد تقوی در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386 ساعت 13:36 | لینک ثابت |
 
business article
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar