وقتی در شلوغی شهر موجودات انسانی،به این عظمت به هم تنه می زنند،بی آنکه به صورت هم نگاه کنند.....
توجه به حیوانات دیگر کار تجملی به نظر می رسد!!
وخواندن شعرهای میچو مادو که برای دونه دونه حیوانات شعر می گوید
کار سختی می شود.
چقدر انسان در شهر تحقیر شده است...
مثل شیری که حسابی شلاق می خورد
تا توی سیرک روی توپ لغزانی راه برود
به چشمهای شیر نگاه کنید.....
صدای کف زدن انسانها از سیرک بیرون می رود و آسمان را پر می کند....
چقد انسان کوچک شده است..؟!
برگرفته از:(خواب پروانه ها)
نوشته شده توسط سید محمد تقوی در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386 ساعت 16:48 | لینک ثابت |

