تبليغاتX
تا غریبی راهی نیست... - به چشمانم نگاه کن

ساده ای یا زمانه را به بازی گرفته ای

به چشمانم نگاه کن...

سیاهی مردمکانم، طبل پاره نیزه های عریان کلام توست

خوابم را لبخند بزن وخیالم را تا پس توی ترانه بی کسی فریاد کن

تا انتهای جاده فراق همراهم باش...

دست در دست ونگاه  درنگاه

خسته ای یا چشمانت را سرمه خاک کشیده ای؟

رنگین کمان آرزوهایم رنگ باخته ابروان مهتاب است

مسافرتنگه تاریکیم در مسیر یخ زده خواب

اینجایم...

در انتهای خط

کمی مانده به آخرین پاراگراف سقوط

یا دستم را بگیر...

یا ببند دفتر خاطرات احساس را!!

نوشته شده توسط سید محمد تقوی در چهارشنبه سوم بهمن 1386 ساعت 2:27 | لینک ثابت |
 
business article
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar