تبليغاتX
تا غریبی راهی نیست... - حرمت نگه دار همسایه...
لبخندت زخمی است همسایه

مبادا دروغکی نگاهت کرده باشم

دلم دیوار به دیوار دلت سکونت دارد

حرمت نگه دار همسایه...

نه برفی ...نه بارانی

آسمان دلم لک زده است

شعری می خواهم....

به تری آفتاب

***

نگاهها تیر باران شده بود

در سکوت نیمه شبی سرخ

یکی دار زمزمه می کرد

یکی واژه ها را جیغ می کشید

چه شبی بود ...

شب چله ماه تموز

گویا بغض ستاره ها،رعد آسمان را تبسم می نمود

چه شبی بود...آن نیمه شب

تنفس ماه مسدود شده بود

پرانتز تاریکی باز مانده بود تا انتهای صبح صادق

لبخندت بوی خون می دهد همسایه

شاید به خنده دروغ گفته باشم

نوشته شده توسط سید محمد تقوی در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 ساعت 12:37 | لینک ثابت |
 
business article
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar