تبليغاتX
تا غریبی راهی نیست... - دلم گرفته از فاصله ها

پا رو دلم نذار همقطار...آسمون دلم ابریه..شانه های نحیفم طاقت لرزش نداره...خسته ام از زمانه،خسته ام از آرزوها وخاطره ها...دلم گرفته از فاصله ها...رنگین کمان نگاهم افق می نگارد وکلک خسته همسفرم عروج پرنده های خسته از پرواز را...دلم گرفته از خطوط بی پایان وذل زدنهای نامحرم...از واژه های خاک خورده وجمله های رنگ پریده...ذل زده ام به آسمان بیرنگ،رنگت پریده همقطار؟ یا جامانده ای از پرواز پرنده...بغضم،تنفسم را به اسارت گرفته است وچشمانم راه آب بربستند بر اشکهایم...کویر گونه هایم ترک خورده است همقطار،اشک می خواهم...دیروز بود...همین دیروز که دوربین خستگیهایت را بر دوش می انداختی تا چشمان مسافران شبگرد را در روز روشن به تصویر بکشی،لبخندت سوار بر الفبای عاشقی جمله ها را به رقص وا می داشت وحروف را در زیر آفتاب سوزان تفکر تمرین انتظارمی آموخت...همقطار پروازت را به خاطر دارم،همان روز در چشمانت خوانده بودم(پرنده مردنی است)...وامروز صدای گرد گرفته تقویم خاطراتم تو را زمزمه می کرد...رفتی خبر بیاوری،اما نرفته خبرت را آوردند...در همین نزدیکی...آنسون تر از انتظار،نرسیده به کوی گمنامی،پلاک آزادی...هی پرستوی خسته پرواز،صدای هلهله عروسی باد را می شنوی...صدای بغض گل آفتابگردان...صدای سوز گل شقایق می آید...خوب گوش کن،می شنوی ...صدای خجالت باد است ونوای عطش باران..صدای ناله برگهای زیر آوار مانده...شاخه های رمیده از خواب...شلاق باد بال پرنده را نشانه رفت،وآسمان قتلگاه دست نوشته های باران شد...گریه نمی کنم همقطار،سلامم را به صبح برسان.

وامروز یادمان سقوط سیاهی است از جنس خبر...خبرنگارانی که خود به دام خبر افتادند وخبرساز شدند...امروز مصادف با ساللگرد عروج۹۸ مرغ مهاجراز خبرگزاریهاُُ روزنامه ها ورسانه ملی است که در تاریخ۱۵ آذرماه۸۴،با سقوط هواپیمای ارتش جمهوری اسلامی بر فراز شهرک توحید تهران به دیار باقی شتافتند.راهشان پر رهرو

نوشته شده توسط سید محمد تقوی در جمعه شانزدهم آذر 1386 ساعت 6:18 | لینک ثابت |
 
business article
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar