تبليغاتX
تا غریبی راهی نیست... - به یاد مرحوم قیصر امین پور
 

در جدال با دنیا،خواب آخرین خیال قیصر بود                                              

دنیا قفسش بود در چار دیواری سکوت

وکلامش سوزش مردان مرد بود به وقت تکلم

آمده ام تا(( دستور زبان عشق)) را درلابلای مردمکان چشمت تفسیر کنم

آمده ام تا لالایی حضور در (سفر ایستگاه قطار)بنوازم

حال فهمیده ام تو ساده نبوده ای...من ساده بودم

که حضورت را در کنار نرده های بیرنگ قطار وداع حس نکرده ام

وچه زیبا به تصویر کشیده ای:

((قطار می رود

تو می روی

تمام ایستگاه می رود

ومن چقد ساده ام

که سالهای سال

 در انتظار تو

کنار این قطار رفته ایستاده ام

وهمچنان

به نرده های ایستگاه رفته

تکیه داده ام!))

اما چه زود نی نامه کوچ در فصلنامه رحیل نواخت

روحت شاد وروانت غریق رحمت قیصر امین پور...

نوشته شده توسط سید محمد تقوی در سه شنبه هشتم آبان 1386 ساعت 11:29 | لینک ثابت |
 
business article
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar